ضمن تشکر از پیامها ونظرات دوستان در خصوص سوگواره و ضمن تشکر از همه دوستانیکه فی سبیل ا... خدمت کردند در توضیح خدمات بعضی از آقایان خواهش میکنم مدیونی برای خود درست نکنند درباره فقط یک مورد از خدمات خانواده بیگی فقط اشاره کنم در هوای داغ ماه رمضان و عدم جوابدهی اب لوله کشی مسجد ولزوم آبپاشی زمین و نیاز شدید محصول طالبی به آب، این عزیزان روزی 5 دقیقه آب چاه موتور را برای آبپاشی زمین تعزیه اختصاص میدادند حالا ارزش ندارد یک تشکر خشک وخالی بشود  بهتر است ارزش اینکار را از طالبی کاران جویا شد.....

شنبه ۱۳۹۴/۰۵/۲۴ | 9:14 | جواد افتاده |

 

پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۱۵ | 10:54 | جواد افتاده |

شهید بابائی علاقه مندان زیادی دارنند و دوسداران فراوانی در جای جای این مرز و بوم پیرو راه این شهید عزیز هستند. از میان آنها گاهی بچه های کم سن و سالی نیز یافت می شوند که از علاقه خود به این شهید عزیز می گویند. در مطالب گذشته با دو تن از این عزیزان آشنا شده بودیم، این بارنیز داستان محمد رضا شهبازی ۷ ساله را از زبان مادرش بخوانید.

از سال ۱۳۹۰ که پخش سریال شوق پرواز آغاز شد محمد رضا به طور اتفاقی این سریال و دید درحالی ک خانواده درجریان پخش این سریال نبودند و شهید بابائی را کامل نمیشناختند. مادر محمد رضا متوجه شد که اون سر ساعت مشخصی بازی کودکانه ی خودش را رها میکنه و پای تلویزیون میشینه……

بعد ازمدتی پدر و مادر متوجه کار محمد رضا شدند و مشتاق شدند ببینند چه سریالیه که فرزندشونو جذب خودش کرده، با اینکه با توجه به سنه کمش ساعت رو تشخیص نمیداد ولی سره ساعت بازیش را رهامیکرد و پای سریال شوق پرواز می نشست. کم کم ما هم مشتاقه دیدن سریال شدیم و برنامه رو دنبال کردیم. هرچه پیش تر می رفت، وابستگی و علاقه ی محمدرضا به شهید بابائی بیشتر میشد و با هیجان بیشتری دنبال میکرد.

قسمته آخر سریال که شهادت شهید بابائی را نشون میداد برای محمد رضا بسیار سخت و غیرقابل تحمل بود وقتی که دید خلبان عباس بابائی به شهادت رسید مادرش را بغل کرد فقط گریه میکرد و داد میزد نه نه نه….بعد از آن مدام تو خونه از شهید بابائی حرف میزد. می پرسید تا بیشتر بشناسه. فکر کردیم تحت تاثیر فیلم و تخیلات کودکانشه اما، ارتباط عاطفیش هرروز بیشتر شد طوری که بی قراری میکرد و مدام اصرار میکرد که سرخاک شهید بابائی برن.

ما تو مجالس و مهمونیامون، آخر مجلس برای اموات و شهدای خانواده (سه داماد شهیده خانواده ی مادری محمدرضا) فاتحه و صلوات می فرستیم. و محمد رضا هربار میومد و میگفت پس شهید بابائی چی؟ اونو نگفتین دیگه شهید بابائی شده جزئی از خانواده ی ما.

یه روز تو اتاقش دراز کشیده بود پدرش رفت ببینه چیکار میکنه، ناراحت شد و گفت چرا اومدی تو اتاق!؟ من داشتم با عباس حرف میزدم. این اولین باری بود که شهید بابائی رو به اسم خطاب میکرد.

گاهی اوقات بابغض و ناراحتی میاد میگه پس من کی بزرگ میشم؟ آرزو دارم بزرگ شم خلبان بشم برم انتقام شهید بابائی رو بگیرم. میگه مامان دعاکن من شهیدشم. اگر شهید شدم منو پیش شهید بابائی دفن کنید. اونجاام که جانیست پره شهیده.

قرارشد برای اربعین مادر شهید بابائی به شهر قزوین بریم تا هم سر خاک شهید بریم و هم محمدرضا و ما ازنزدیک باخانواده محترمشون آشناشیم

پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۱۵ | 10:41 | جواد افتاده |

خداوند بزرگ را شاکریم که در دنیا به عنوان مسلمان ، شیعه ، پیرو امام و ائمه اطهار قرار گرفته ایم و در این دنیا افتخارمان این است که سرمایه های ارزشمندی مانند ائمه اطهار در اختیار ما قرار گرفته است  واژه های صبر ، استقامت ، شکیبایی و فداکاری را از حادثه عظیم کربلا آموخته ایم و در دوره های مختلف آن ها را بکار بسته ایم ، اگر این درس ها را در عاشورا نیاموخته بودیم ، در دوران دفاع مقدس به پیروزی های بزرگ دست پیدا نمی کردیم و اگر روش و منش امامت را لمس نکرده بودیم از دشمنان شکست می خوردیم و نمی توانستیم از اسلام دفاع کنیم در مسائل  فرهنگی و پیشبرد اهداف فرهنگی نیز باید تلاش شود و برگزاری قوی چنین مراسماتی ، سند افتخار ماست  شاید در روز اولیکه اجرای سوگواره در روستا را با دوستان خوبم درمیان گذاشتم هیچ وقت نمیدانستم که با استقبال خوب مردم برگزار شود ولی دلگرمیهای دوستان خوبی مثل آقا مرتضی بیگی حقیر رامصمم کرد که با جدییت وارد گود شوم وبحمدلله طبق نظرات  مردم اجرای اولین سوگواره با تمام مشکلات و نواقص خوب بود.جا دارد در این مجال از نواقصیکه در اجرای سوگواره بود از همه دوستان عذرخواهی کنم امیدوارم اگر ارباب توفیق عطا فرماید در سالهای آینده بهتر برگزارشود  .قطعا  انشاا... با برنامه ریزی منظم و منسجم تر و بکارگیری وبهره مندی از تجربه امسال  واجرای قوانین برگزاری سوگواره نظیر ارسال فراخوان به شهرستانها و استانهاو بازبینی اثرها و رفع مشکلات فنی نظیر لزوم اجرای صوت هماهنگ و عادلانه  گامهای موثری برداریم .  در پایان برخود میدانم از زحمات و همایتهای مادی و معنوی پدر عزیزم ، دوستان ،اقوام بویژه خانواده های آقایان بیگی ،مهندس نایی،حاج احمد فدایی، همسایه های خوبمان آقایان ابوالحسن تیموری،احمد حسین زاده، قاسم حامدی ،شورای محترم اسلامی ،دهیار محترم،پایگاه مقاومت بسیج،جهاد کشاورزی  ،اداره محترم فرهنگ وارشاد اسلامی، پرسنل محترم کلانتری 12،خیرین،جوانان فهیم و عاشق تعزیه روستا ،گروههای تعزیه ،کانون تعزیه خلیل آباد،مدیر محترم سایت خلبان بابایی جناب احمدی پناه و هماهنگ کننده سرکارخانم حکمت، هیات مذهبی روستا و کلیه دلسوزان تعزیه فرح آباد تشکر نمایم   

پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۱۵ | 10:19 | جواد افتاده |

 

پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۱۵ | 8:35 | جواد افتاده |

 

پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۱۵ | 8:35 | جواد افتاده |

 

پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۱۵ | 8:27 | جواد افتاده |

 

پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۱۵ | 8:24 | جواد افتاده |

 

پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۱۵ | 8:23 | جواد افتاده |

 

پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۱۵ | 8:20 | جواد افتاده |
شناسنامـــہ

منـــو